تبليغاتX
راه سنت

وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

آرشيو ماهيانه
8705.aspx
8704.aspx
8702.aspx
8701.aspx
8612.aspx
8611.aspx
8610.aspx

لينک دوستان
فاتح

سايت ايمان

عقیده اهل سنت و جماعت

حوزه علمیه دارلعلوم زاهدان

اهل سنت جنوب

پیگه ی بانگه واز

ريگاي راستي

طريق الاسلام

قرانيان

صلاحدالدين نت

بيداري اسلام

ماموستا سيد احمد

اسلام وب

معناي توحيد

لینکستان اهل سنت

راه بهشت

راهنماي سايت هاي اسلامي

مجمع قرآن سنندج

مركز فروش سي دي هاي اسلامي

اناشيد

وبلاگ اهل سنت وجماعت

سايت كوردي بهشت

پيك اصلاح

اهل سنت كردستان

نوار الاسلام

وبلاگ بيداري اسلامي

کانون جوانان قشم

اهل سنت كرمانشاه

دایره المعارف اعجاز علمی درقران وحدیث

اذکر الله

وب سایت سراوان آنلاین



لوگوي دوستان

لوگوي شما


پخش


خبرنامه





Powered by WebGozar


آمار بازدید

الابذكرالله تطمئن القلوب




کفر و انواع آن

کفر و انواع آن

سخن در مورد حقیقت کفر و انواع آن به درازا می کشد امّا من مختصراً در اثنای نکات زیر آن را توضیح خواهم داد :

اوّل : اهمیّت شناخت کفر، و شناخت انواع آن :

عبارات کتاب و سنّت بر این دلالت دارند که ایمان درست و مقبول نیست مگر به دو چیز ، و آن دو عبارتند از: معنی شهادت ( لا اله الّا الله ) و این به معنی تسلیم شدن یکتا پرستانه برای خدا ، و برائت از کفر و شرک با انواع آن .

برای هیچ کس ممکن نیست که از چیزی برائت کند امّا آن چیز را نشناسد و برایش روشن نشده باشد ، از اینجا معلوم می شود که یاد گرفتن توحید برای عمل کردن به آن و شناخت کفر و شرک برای دوری کردن از آن ضروری هستند .

دوّم : تعریف کفر

الکفر: در لغت به معنی مخفی کردن و پوشاندن چیزی است

و امّا در اصطلاح شرع عبارت است از : " ایمان به خدا و پیغمبر نداشتن ، بدون تفاوت در اینکه این عدم ایمان همراه با تکذیب باشد ، یا همراه شکّ و گمان ، و یا روی گرداندن از آن به علت حسادت و تکبّر و یا تبعیت از آرزوهایی که مانع تبعیت از رسالت می شوند ، پس کفر صفت کسی است که چیزی را از آنچه خداوند واجب نموده و به او تبلیغ شده است انکار کند ، بدون هیچ تفاوتی در اینکه انکارش با قلب باشد نه با زبان ، و یا با زبان باشد نه با قلب ، و یا با هر دو ، یا کاری انجام دهد که نصّ صریحی بر خارج شدن انجام دهنده آن کار از اسلام آمده باشد ، { به مجموعه فتاوای شیخ الإسلام ابن تیمیه 12/ 335 و الإحکام فی اصول الأحکام ابن حزم 1/ 45 مراجعه شود } .

ابن حزم در کتاب الفصل می گوید : " بلکه انکار چیزی که – باوجود دلیل قاطع – جز با تصدیق آن ایمان حاصل نمی شود کفر است ، و نیز تلفظ کردن هر آنچه که تلفظ کردنش با دلیل ثابت شده که کفر است کفر است ، و انجام دادن عملی که دلیل بر کفر بودن آن وجود دارد کفر است " .

سوّم : انواع کفرهای بزرگ که از دین خارج کننده هستند :

علما کفر را به چند نوع تقسیم کرده اند که شامل انواع و صورتهای مختلف شرک می باشد ، بدین صورت :

1) کفر انکار و تکذیب : این کفر بعضی موقع توسط تکذیب با قلب صورت می پذیرد – چنانکه ابن القیم می گوید این نوع از کفر کم است – و بعضی موقع توسط زبان و اعضاء جسم و آن به وسیله کتمان حق و ظاهراً اطاعت نکردن از آن با آنکه آن را می داند و قلباً برآن آگاهی داشته باشد ، مانند : کفر یهود نسبت به پیغمبر (صلی الله علیه و سلّم ) خداوند می فرماید : ( فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ ) از آیه 89/ البقره یعنی : "همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند" . و همچنین می فرماید : ( وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) از آیه 146/ البقره یعنی : "و مسلما گروهى از ايشان حقيقت را پنهان مى‏دارند و خودشان [هم] مى‏دانند" . و این بدینصورت است که تکذیب تحقق نمی یابد مگر از جانب کسی که حق را می داند و آن را ردّ می کند ، به همین دلیل است که خداوند انکار کردن کفار نسبت به پیغمبر ( صلی الله علیه و سلّم ) را به صورت حقیقی و درونی نفی می کند بلکه می فرماید انکار آنها تنها با زبان بوده است ؛ خداوند می فرماید : ( فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ) از آیه 33/الانعام یعنی : "در واقع آنان تو را تكذيب نمى‏كنند ولى ستمكاران آيات خدا را انكار مى‏كنند" ، و در مورد فرعون و قومش می فرماید : ( وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ) از آیه 14/ النمل یعنی : "و با آنكه دلهايشان بدان يقين داشت از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند" .
و کفر حلال کردن نیز به این نوع از کفر ارتباط دارد ، و آن بدین صورت است که : چیزی را که شرعاً حرمتش معلوم باشد حلال بداند در واقع رسول الله ( صلی الله علیه و سلّم ) را در آنچه آورده است تکذیب می کند .

2 ) کفر روی گرداندن و استکبار : مانند کفر شیطان ، چون خداوند می فرماید : ( إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ) از آیه 34/ البقره یعنی : "بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد" .

و بازخداوند می فرماید : ( وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ) 47/ النور یعنی : "و مى‏گويند به خدا و پيامبر [او] گرويديم و اطاعت كرديم آنگاه دسته‏اى از ايشان پس از اين [اقرار] روى برمى‏گردانند و آنان مؤمن نيستند" . خداوند ایمان را از کسانی که عملاً روی گردان هستند نفی می کند ، اگر چه با زبان اقرار کند . پس روشن شد که کفر اعراض عبارت است از : تر ک کردن حق ، نه آن را می آموزد و نه به آن عمل می کند ، بدون هیچگونه تفاوتی در اینکه آن حق عمل باشد ، یا قول و یا عقیده . خداوند می فرماید : (وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ ) از آیه 3/ الاحقاف یعنی : "و كسانى كه كافر شده‏اند از آنچه هشدار داده شده‏اند روي ميگردانند" . پس کسی که از آنچه پیغمبر آورده است روی بگرداند مانند کسی که قولاً بگوید : " از او پیروی نمی کنم " و یا عملاً مانند کسی که از شنیدن حق فرار کند و یا روی بر گرداند و یا انگشتش را داخل گوشش کند ، و یا اینکه حق را شنیده باشد امّا قلباً از آن روی گردان باشد ، و یا با اعضای بدنش آن را انجام ندهد در واقع کافر شده است از نوع کفر روی گرداندن ( اعراض ) .

3 ) کفر نفاق : و این نوع کفر با عدم تصدیق قلبی و عمل نکردن بدان تحقق می یابد ، با اینکه ظاهراً به خاطر ریا و به مردم نشان دادن فرمانبردار است مانند : کفر ابن سلول و بقیه منافقینی که خداوند در موردشان می فرماید : ( وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ... ) آیات 8 – 20 یعنی : "و برخى از مردم مى‏گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند ، با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‏بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند ... "

4 ) کفر شکّ و گمان : و این عبارت است از دو دلی در پیروی کردن از حق ، و یا مشکوک بودن از حق بودن حقّ ، چون آنچه مطلوب است یقین است نسبت به حق بودن آنچه که رسول الله ( صلی الله علیه و سلّم ) آورده است بدون هیچ شک و تردیدی ، پس کسی که جایز بداند چیزی را که رسول الله ( صلی الله علیه و سلّم ) آورده است حق نباشد کافر شده است از نوع کفر شک و گمان ، چنانکه خداوند می فرماید : ( وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا . وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا . قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا . لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا ) آیات 35- 38/ الکهف .

یعنی : "و در حالى كه او به خويشتن ستمكار بود داخل باغ شد [و] گفت گمان نمى‏كنم اين نعمت هرگز زوال پذيرد . و گمان نمى‏كنم كه رستاخيز بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از اين را در بازگشت‏خواهم يافت . رفيقش در حالى كه با او گفت و گو مى‏كرد به او گفت آيا به آن كسى كه تو را از خاك سپس از نطفه آفريد آنگاه تو را [به صورت] مردى درآورد كافر شدى . اما من [مى‏گويم] اوست‏خدا پروردگار من و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى‏سازم . "

آنچه را که گذشت خلاصه کرده و می گوییم : در واقع کفر – که ضد ایمان است – بعضی موقع با تکذیب قلب تحقق می یابد ، و این إلغاء کننده قول قلب یعنی تصدیق آن میباشد ، و بعضی موقع کفر عمل قلب است مانند : بغض از خدا و یا آیات او و یا پیغمبرش ( صلی الله علیه و سلّم) و این إلغاء کننده حبّ ایمانی است که مهمترین و تأکید شده ترین اعمال قلب است . چنانکه کفر بعضی موقع قول ظاهری است مانند : دشنام دادن به خداوند ، و بعضی موقع عمل ظاهری است مانند : سجده كردن برای بت ، و قربانی کردن حیوان برای غیر خدا ، همچنانکه ایمان با قلب و زبان و اعضای بدن متحقق می شود کفر نیز با قلب و زبان و اعضا متحقق می شود . از خداوند می خواهیم که ما را از کفر و شاخه هایش پناه دهد ، و ما را با زینت ایمان آراسته نماید و ما را ازهدایت دهنده گان هدایت شده قرار دهد آمین . و خدا از همه داناتر است .

به ( أعلام السنة المنشورة 177 ) و ( نواقض الإيمان القولية والعملية اؤ شيخ عبد العزيز آل عبد اللطيف 36 – 46 ) و ( ضوابط التكفير اؤ شيخ عبد الله القرني 183 – 196 ) مراجعه شود.

نويسنده: شيخ محمد صالح المنجد
ترجمه: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com

نوشته شده توسط اهل سنت وجماعت در     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

سنت و آداب برخاستن از مجلس
دعا و استغاثه‌
اقتصاد در قرآن
سخناني از سلف در مورد اخلاص
خوردنیهای حرام
ثروتمندان بخيل، فقیران جامعه
توهین کارگردان سریال یوسف پیامبر به اهل سنت
وعید عذاب برای کسی که جهاد را ترک کند
کفر و انواع آن
توصیف دوزخ از زبان قرآن و سنت
حفصه دختر عمر رضي الله عنه
شرايط موفقيت جماعت دعوتگر ودين خواه
اي تارك نماز !!
سخني با دختران جوان
يهود دشمن ديرينه مؤمنان
ماهواره،‌اينترنت ،‌ تلفن همراه
از فريبکاری های دشمن قسم خوردهء تان (شیتان) آگاه باشيد
مژده شهادت به مجاهدان جوانرودی
مدح صحابه در قرآن كريم و عادل دانستن آنها توسط خداوند
شهادت زهرا بزرگترین دروغ بقلم : آيت الله محسني بسطامي
آیا می‌دانی مفلس کیست؟
دروازه بدیها - يا کلید گناهان کبیره(قراءة 35)
آفت ريا
گياهان در قرآن - ترنجبين
قيامت از ديدگاه قرآن
به حکم قران فقط الله مدد
سبب برای ایجاد خشوع در نماز
حضرت عمر رضی الله تعالی عنه
تضرع در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی
اعتراف به گناه !!!


درباره وبلاگ


قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا ...
بگو من تنها پروردگار خود را مى‏خوانم و كسى را با او شريك نمى‏گردانم...
پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد :


نويسنده



لوگوي ما

راه سنت


پيوندهاي روزانه

صید الفوائد

وبلاگ سنی نیوز

سني نيوز

بلاگفا
آرشيو پيوندها

لينكي به سوود

----------------------------

 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راه سنت



Powered By> ALLDATANet & .Com Copyright © 2008 by ahmad toranji
www.alldata.ir